صندلی موفقیت چیست؟

موفقیت برای بسیاری از ما واژه ای آشناست که مشتاقانه به دنبالش هستیم و برای رسیدن به آن تلاش میکنیم .

اما چرا اکثرا انسان ها آن را نمیابند؟ چون موفقیت هم مانند هر خواسته دیگری نیازمند مقدماتی است که باید فراهم شود .

بهتراست بدانید صندلی موفقیت 5 پایه ی مهم دارد که هر کدام نباشند تعادل صندلی بهم خورده و واژگون خواهد شد .

1 . توانایی

توانایی اولین پایه ای است که ساخته میشود ، میدانیم که برای رشد در هر زمینه ای توانایی ویژه ای لازم است . مثلا یک ماهی برای شنا در رودخانه به باله نیازمند است وداشتن دم دراز توانمندی مفیدی برای ماهی نیست  . یا کسی که میخواهد دونده شود حتما نیازمند پاهای سالمی است . یا فردی که میخواهد مخترع شود حتما به توانایی خلاقیت بالا نیاز دارد . پس خواسته ما بایستی با توانایی جسمانی، هوشی، یادگیری ،

رفتاری و …..سایر ویژگی های روان شناختی ما تناسب داشته باشد . اگرچه گاهی با تقویت سایر پایه های صندلی میتوان به طور موقت صندلی را ایستاده نگه داشت ، ولی اگر در زمینه ای که علاقمند هستیم هیچ توانایی نداشته باشیم یا توانایی بسیار محدودی داشته باشیم ، کار سخت میشود و به زودی این صندلی واژگون خواهد شد . پس مهم است که تناسبی بین خواسته ها و داشته ها وجود داشته باشد یا به عبارتی این ترازو در حد تعادل یا نزدیک به تعادل قرار گیرد

2 . هدف گذاری

دومین پایه صندلی موفقیت هدف گذاری است . حضرت علی (ع ) می فرمایند هدفهایتان را بزرگ انتخاب کنید، اما با قدم های کوچک به سمتشان حرکت کنید .

این جمله یعنی چی؟ آیا بزرگ بودن هدف به معنای غیر واقعی بودن آن است ؟ با اطمینان میتوان گفت اهداف غیر واقعی فقط منجر به اتلف انرژی ما میشوند .پس مهمه اهداف واقعی داشته باشیم .

اما اصلا هدف چیه هست ؟  هدف واقععععععععععععععی    چجور هدفیه ؟

هدف ها همون چیزایی هستن که ما میخوایم در آینده بهشون برسیم .

هدف واقعی 5 تا ویژگی داره یا به اصطلاح باید Smart باشه

1.هدف باید شفاف و واضح باشه . نمیشه بگم هدفم اینه که شاگرد اول بشم. یعنی چی ؟

شاگرد اول خیلی کلی و نامفهوم هست . برای شفاف شدن باید به یه تعدادی سوال جواب بدم و به یه جمله مشخص برسم .

2.قابل اندازه گیری باشه .نیمکره چپ مغز بر اساس قانون صفر و یک کار میکنه و باید هدف را بتونه اندازه گیری کنه.

3.هدف باید دست یافتنی باشه . اگه اوضاع درسی من در طول سالهای طولانی خیلی خراب بوده و کلی درس تلمبار شده دارم، چقدر شاگرد اول شدن برای من دست یافتنی هست ؟ کاری به حرفای بقیه نداریم . خود من چقدر این جمله را باور دارم؟

4.هدف باید واقعی باشه . یعنی حداقل تا 80 درصد با منطق جور در بیاد. در واقع یعنی بررسی کنیم چقدر احتمال وقوع در دنیای واقعی وجود داره .

5.و آخرین ویژگی اینکه زمان مشخصی برای دستیابی به هدف باید تعریف کرد.

یادت باشه هدف با آرزو فرق داره . تو واسه هدف روی یه نقطه متمرکز میشی . ولی واسه آرزو خودتا به در و دیوار میزنی . آخرشم خسته و بی رمق میشی و احساس رضایت نمیکنی . پس اهداف واقعی خودتا پیدا کن و روی همونا متمرکز باش .

مثال : بیا با هم این هدف را بررسی کنیم و ببینیم چطور باید این هدف را تعریف کنیم؟

امسال میخوام شاگرد اول بشم .

به شرط اینکه من تا حالا یه دانش آموزخوب بودم که توانایی یادگیری کافی هم دارم یعنی حواسم هست که هدفما واقعی و دست یافتنی انتخاب کنم ، بهتره هدفما اینطور بنویسم .

میخوام درامتحانات خرداد امسال ( پایه نهم) معدل بالای 19:30 دریافت کنم . الان هدف من شفاف و واضح شد . ملاک مشخص معدل وجود داره و زمان دقیقی قراره به دست بیاد و با توجه به سابقه تحصیلی من ، اگر تلاش کنم و با برنامه پیش برم واقعی و قابل دستیابی هم هست .

یه نکته مهم : هدف های ما حتما باید روی کاغذ نوشته بشن تا به ذهن ما دستور اجرایی شدن صادر بشه . بیشتر ما هیچ هدف نوشته شده ای نداریم . نوشتن اهداف خیلی خیلی مهمه . چون مسیر رسیدن ما را هموار میکنه . چون مغز ما میفهمه دنبال چی میگرده.

در سال ۱۹۷۹ در دانشگاه هاروارد، در بین دانشجویانی که در شرف دریافت مدرک فوق‌لیسانس مدیریت بازرگانی بودند، تحقیق و مصاحبه‌هایی انجام شد. در این تحقیق از آنها سوال شد : آیا شما اهداف مشخصی در زندگی‌تان دارید؟ در صورت هدف‌مند بودن، آیا آن‌ها را مکتوب کرده‌اید یا در ذهن‌تان نگه‌داشتید؟

آنالیز پاسخ این دانشجویان به شرح زیر بود
الف) ۳‌درصد بیان کردند، برای ۱۰ سال آینده خود هدف داریم و آن را روی کاغذ آورده‌ایم
ب) ۱۳ درصد بیان کردند هدف‌مان را می‌دانیم اما آن را مکتوب نکرده‌ایم
ج) ۸۴ درصد نیز پاسخ دادند که هدفی نداریم

ده سال بعد، یعنی در سال ۱۹۸۹ تحقیقاتی بر وضعیت مالی همین دانشجویان انجام گرفت. نتایج باورنکردنی بود .

جمع درآمد گروه ۳درصدی که برای آینده خود هدف مکتوب داشتند، ۱۰ برابر گروه ۹۷درصد بقیه دانشجویان بود!!!!

جمع درآمد گروه ۱۳درصد که هدف داشتند ولی مکتوب نکرده بودند، ۲ برابر گروه ۸۵درصدی بود که هیچ هدفی نداشتند. حالا فهمیدی نوشتن هدف چقدر مهمه ****

پس همین الان یه دفتر هدف گزینی بردار و از همین لحظه شروع کن بنویس و چند سال دیگه با لذت بهش نگاه کن و ببین جلوی خیلی از هدفها تیک خورده

3 . اراده و پشتکار

در هر مسیری اگر پر تلاش ظاهر شویم امکان ندارد که به مقصد نرسیم . شاید دیر تر برسیم ولی حتما سکوی پایان را خواهیم دید . ادیسون در یکی از اختراعات خود به دنبال ولید گیاهی بود که بتواند از آن مواد اولیه ساخت لاستیک را بدست آورد ، او 1000 بار این گیاه را کاشت و شکست خورد . در یک مصاحبه خبرنگاری به ادیسون گفت آیا بهتر نیست بعد از  1000بار تلاش احمقانه دست بردارید و او با خونسردی گفت بعد از 1000 بار تلاش احمقانه 1000 بار به نتیجه نزدیک تر شدم . ادیسون ناشنوا بود و در دوران کودکی اختلالات یادگیری زیادی داشت . او بیش فعال بود و همیشه از پدرش کتک میخورد . اما 1093 اختراع از خود به یادگار گذاشته است . ادیسون رمز موفقیت خود را 2 عامل میداند .1 . مادرش و 2. پشتکارش

4 . برنامه ریزی

برنامه ریزی یعنی مشخص کردن مسیر حرکت . طراحی نقشه راه . یا به عبارتی پاسخ به هفت چ

5 . حامی مناسب و کاردان

پنجمین پایه صندلی موفقیت یک حامی خوب هست . این حامی میتواند پدر.مادر. دوست . معلم . مشاور یا هر کسی باشد . به شرط آنکه در کار خود دانش کافی داشته و متخصص باشد .

طی کردن یک مسیر همیشه با چالش ها و فراز و نشیب هایی همراه میباشد که گاهی فرد را از پیمودن خسته میکنند . اینجاست که حضور یک حامی مناسب میتواند بمب انرژی و شارژ حرکتی باشد . کشتی زندگی ما همیشه در دریایی شناور است که پر از تلاطم امواج مختلف است .اما همزمان ابرهایی در گذرند که به ما پیام عبور و انتظار رنگین کمان را نوید میدهند.

یادمون باشه هر کدوم از پایه های این صندلی لرزان یا شکننده باشه ، موفقیت ما دستخوش این لرزش قرار خواهد گرفت. پس حتما سعی کنید روی یه صندلی با پایه های قوی بنشینید و البته مراقب باشید خوابتون نبره .

حالا بریم سراغ یه سوال مهم تر ؟

چرا بعضیا اینقدر برای موفقیت تلاش میکنن و بعضیا با چند تا دست انداز یا متوقف میشن یا کلا مسیرشونا عوض میکنن و از قید خواسته هاشون میگذرن ؟

پاسخ این سوال بر میگرده به تفاوت های فردی ما که یکی از مهمترینشون تفاوت نیازهای ماست . یادمون باشه نیازها با خواسته ها فرق میکنن . اون چیزی که ما را وادار به تکاپو میکنه شدت نیازهاست . نه خواسته ها …..

فک کنم یه خورده نامفهوم گفتم  …. الان درستش میکنم.

تمامی رفتارها از درون برانگیخته میشود و ما مسئول آن هستیم . تمامی آنچه که از انسان رخ میدهد را رفتار گویند. هدف رفتارهای آدمی ارضاء یک یا چند نیاز اساسی خود است . و اما این نیازها چی هستن که باعث رفتار ما میشن ؟

میزان نیاز انسان به هر کدام از “بقا،قدرت،عشق و تعلق خاطر،آزادی و تفریح و لذت” را ژن ها تعیین می کنند. در واقع این نیازها ژنتیکی هستند و شدت آن ها در هر فردی متفاوت است . آما مهم است که یاد بگیریم با ارضای نیاز خود باعث آزار و دردسر دیگران نشویم . آگرچه شدت نیازها ژنتیکی است ، اما چگونگی برآورده کردن آنها به انتخاب خود ماست و در واقع این ما هستیم که باید مسئولیت انتخاب های خود را به عهده بگیریم .

بقا

همه انسان ها دوست دارند زنده باشند و در امنیت زندگی کنند. بنابراین هر آنچه زندگی و امنیت و منافع شان را تهدید کند برایشان نامطلوب است. نیاز به بقا فقط در اصل حیات نیست. ثروتمندی که از ترس آینده، خساست به خرج می دهد در واقع نیاز به بقای بیشتری دارد

. مثلاً ممکن است کسی تمایلی به ریاست یک اداره کوچک هم نداشته باشد ولی دیگری تمام هم و غمش رسیدن به مقام وزارت باشد. نیاز به قدرت در این دو فرد، یکسان نیست.

قدرت

تمایل انسان ها به برتری جویی، سبقت از دیگران و پیشرفت و دیده شدن  را به طور خلاصه نیاز انسان به قدرت می نامیم.

 

. مثلاً ممکن است کسی تمایلی به ریاست یک اداره کوچک هم نداشته باشد ولی دیگری تمام هم و غمش رسیدن به مقام وزارت باشد. نیاز به قدرت در این دو فرد، یکسان نیست.

عشق و تعلق خاطر

هر انسانی می خواهد عشق بورزد و عشق دریافت کند.به کسی یا گروهی تعلق داشته باشه که به فکرش باشن . .

آزادی

هر انسانی نیاز به آزادی دارد تا بتواند بدون مداخله گری دیگران آن طور که خود دوست دارد زندگی کند. خلوت انسان ها نیز بخشی از قلمرو آزادی است.

تفریح و لذت

تفریح را پاداش یادگیری هم گفته اند. بنابراین مجموعه ای از تمایلات انسان برای یادگیری و خنده و کامجویی از دنیا را تفریح و لذت می نامیم .

نکته : شاید تا کنون پاسخ سوال خود را دریافت کرده باشید .

چرا بعضیا اینقدر برای موفقیت تلاش میکنن و بعضیا با چند تا دست انداز یا متوقف میشن یا کلا مسیرشونا عوض میکنن و از قید خواسته هاشون میگذرن ؟

تفاوت در شدت نیازهاست .

 

فک کنم الان مشتاق شدید شدت نیازهای خودتون را بشناسید . چون خیلی مهم و تعیین کننده هستن . در تمام انتخاب های ما و حتی تعریف ما از موفقیت ……

دیدگاهتان را بنویسید